متن اهنگ

متن اهنگ
نویسنده : بهراد - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

آلبوم فریاد زیر آب (قلندر)

 

 

در به در همیشگی
کولی صد ساله منم
خاک تمام جاده هاست
جامه ی کهنه تنم
هزار راه رفته ام
هزار زخم خورده ام
تا تو مرا زنده کنی
هزار بار مرده ام

شب از سرم گذشته بود
در شب من شعله زدی
برای تطهیر تنم
صاعقه وار آمده ای

قلندرم قلندرم
گمشده ی در به درم
فرو تر از خاک زمین
از آسمان فراترم

قلندرانه سوختم
لب از گلایه دوختم
برهنگی خریدمو
خر قه ی تن فروختم
هوا شدی نفس شدم
تیشه زدی ریشه شدم
آب شدی عطش شدم
سنگ زدی شیشه شدم
قلندرم قلندرم
گم شده ی در به درم
فروتر از خاک زمین
از آسمان فراترم

تهی زقهر و کین شدم
برهنه چون زمین شدم
مرا تو خواستی اینچنین
ببین که اینچنین شدم
سپرده ام تن به زمین

خون به رگ زمان شدم
سایه صفت در پی تو
راهی لامکان شدم

هیچ شدم تا که شوم
سایه ی تو وقت سفر
مرا به خویشتن بخوان
به باغ آیینه ببر

قلندرم قلندرم ...
جشن دلتنگی

شب آغاز هجرت تو
شب در خود شکستنم بود
شب بی رحم رفتن تو
شب از پا نشستنم بود
شب بی تو
شب بی من
شب دل مرده های تنها بود
شب رفتن
شب مرد ن
شب دل کندن من از ما بود
واسه جشن دلتنگی ما
گل گریه سبد سبد بود
با طلوع عشق من و تو
هم زمین هم ستاره بد بود
از هجرت تو شکنجه دیدم
کوچ تو اوج ریاضتم بود
چه مومنانه از خود گذشتم
کوچ من از من نهایتم بود

به دادم برس
به دادم برس
تو ای ناجی تبار من
به دادم برس
به دادم برس
تو ای قلب سوگوار من

سهم من جز شکستن من
تو هجوم شب زمین نیست
با پر و بال خاکی من
شوق پرواز آخرین نیست
بی تو باید دوباره بر گشت
به شب بی پناهی
سنگر وحشت من از من
مر هم زخم پیر من کو؟
واسه پیدا شدن تو آینه
جاده ی سبز گم شدن کو؟
بی تو باید دوباره گم شد
تو غبار تباهی

با من نیاز خاک زمین بود
تو پل به فتح ستاره بستی
اگر شکستم از تو شکستم
اگر شکستی از خود شکستی

به دادم برس
به دادم برس

تو ای ناجی تبار من
به دادم برس
به دادم برس

تو ای قلب سوگوار من
شب بی تو
شب بی من
شب دل مرده های تنها بود
شب رفتن
شب مردن
شب دل کندن من از ما بود
خورشید خانم

خورشید خانم آفتاب کن
شبو اسیر خواب کن
مجمر نور و بردار
یخ زمین و اب کن
گلهای باغچه خوابن
غمری های پیر و خسته
قناری های عاشق
بال صداشون بسته
فواره های خاکی
تن نمیدن به پرواز
شمع و گل و پروانه
جا نمیشن تو آواز
خورشید خانم آفتاب کن
شبو اسیر خواب کن
مجمر نور و بردار
یخ زمین و آب کن
مرواریدای نورو
بپاش تو دامن اب
ما رو ببر به جشن
گندم و عشق و آفتاب
سوار اسب نور شو
زمین و اندازه کن
دستمال آبی بردار
قلبامونو تازه کن
خورشید خانم آفتاب کن
شبو اسیر خواب کن
مجمر نور و بردار
یخ زمین و آب کن
خورشید تن طلایی
زمین برات هلاکه
نگو طلا که پاکه
چه منتش به خاکه
زمین که عاشق توست
حیفه تو شب بمیره
حیفه سراغتو از ستاره ها بگیره
خورشید خانم آفتاب کن

شبو اسیر خواب کن
مجمر نور و بردار
یخ زمین و آب کن
خورشید خانم آفتاب کن
شبو اسیر خواب کن
مجمر نور و بردار
یخ زمین و آب کن از تو

هرچه را ساختم عاقبت شکست
شکست شکست
من با همیشه باختم
باختم باختم باختم باختم
من نه آبشار
من نه جویبار
من نه چشمه سار
من نه سبزه و نه رود
من نه بر آسمان گرم مهر دمیده ای
من نه از شاخ سرد قهر رمیده زود
هرچه بود از تو بود
هرچه بود از تو بود
از تو بود از تو بود
من همیشه شوره زار
من همیشه دست باز
من طلوع دائم نیاز
من همیشه با همیشه ساختم
من همیشه در همیشه سوختم
من همیشه با سوزن نگاه
با نخ آرزو
روزها
هفته ها
ماهها

سالها را به هم دوختم
هرچه بود از تو بود
هرچه بود از توبود
از تو بود از تو بود
اجازه

کوهو میذارم رو دوشم
رخت هر جنگو می پوشم
موجو از دریا می گیرم
شیره ی سنگو می دوشم
میارم ماهو تو خونه
می گیرم با دو نشونه
همه ی خاک زمینو
می شمارم دونه به دونه
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره

دنیا رو کولم می گیرم
روزی صد دفعه می میرم
می کنم ستاره ها رو
جلوی چشات می گیرم
چشات حرمت زمینه
یه قشنگ نازنینه
تا اگه می خوای نذارم
هیچ کسی تو رو ببینه
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره

چشم ماهو در میارم
یه نبردبون میارم
عکس چشمتو می گیرم
جای چشم اون میزارم
آفتاب و ورش می دارم
واسه چشمات در میذارم

از چشام آینه می سازم
با خودم برات میارم
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره
فریاد زیر آب

ضیافت های عاشق را خوشا بخشش . خوشا ایثار
خوشا پیدا شدن در عشق . برای گم شدن دریا
چه دریایی میان ماست . خوشا دیدار ما در خواب
چه امیدی به این ساحل . خوشا فریاد زیر اب
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن . خوشا از عاشقی مردن

اگر خوابم .اگر بیدار . اگر مستم . اگر هشیار
مرا یارای بودن نیست . تو یاری کن . مرا ای یار
تو ای خاتون خواب من . من تن خسته را در یاب
مرا هم خانه کن تا صبح . نوازش کن مرا تا خواب
همیشه خواب تو دیدن . دلیل بودن من بود
چراغ راه بیداری اگر بود از تو روشن بود

ضیافت های عاشق را خوشا بخشش . خوشا ایثار
خوشا پیدا شدن در عشق . برای گم شدن دریا
نه از دور و نه از نزدیک . تو از خواب امدی ای عشق

خوشا خود سوزی عاشق .مرا اتش زدی ای عشق
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن . خوشا از عاشقی مردن
عشق من عاشقم باش

تو غربتی که سرده تمام روز و شبهاش
غریبه از من و ما . عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش. که تن به شب نبازم
با غربت من بساز .تا با خودم بسازم
عشق من عاشقم باش. عشق من عاشقم باش
تو خواب عاشقا رو تعبیر تازه کردی
کهنه حدیث عشق و تفسیر تازه کردی
گفتی که از تو گفتن یعنی نفس کشیدن
از خود گذشتن من یعنی به تو رسیدن
قلبم و عادت بده به عاشقانه مردن
از عشق زنده بودن . از عشق جون سپردن
وقتی که هق هق عشق . زجهء احتیاجه
سر جنون سلامت که بهترین علاجه
عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش اگر چه مهلتی نیست
برای با تو بودن اگر چه فرصتی نیست
عشق من عاشقم باش . نذار بیفتم از پا
بمون با من که بی تو نمی رسم به فردا

عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش
به خود رسیدن

بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود
بی تو برای شاعری . واژه خبر نمیشود
بغض دوباره دیدنت . از تو به در نمیشود
فکر رسیدن به تو . فکر رسیدن به من
از تو به خود رسیده ام . این که سفر نمیشود
بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود
دلم اگر به دست تو . به نیزه ای نشان شود
برای زخم نیزه ات . سینه سپر نمیشود
صبوری و تحملم . همیشه پشت شیشه ها
پنجره جز به بغض تو . ابری و تر نمیشود
بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود
صبور خوب خانگی . شریک زجه های من
خنده خسته بودنم . زنگ خطر نمیشود
حادثه یکی شدن . حادثه ای تازه نبود
مرد تو جز تو از کسی زیر و زبر نمیشود
به فکر سر سپردنم . به اعتماد شانه ات
گریه بخشایش من که بی ثمر نمیشود
همیشگی ترین من . لاله نازنین من
بیا که جز به رنگ تو دگر سحر نمیشود

بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود
بی همگان به سر شود . بی تو به سر نمیشود
داغ تو دارد این دلم . جای دگر نمیشود
نفرین نامه

شرمت باد ای دستی که بد بودی بدتر کردی
هم*بغض معصومت را نشکفته پرپر کردی
هم*بغض معصومت را نشکفته پرپر کردی
ننگت باد ای دست من ای هرزه گرد بی*نبض
آن سرسپرده*ات را بی یار و یاور کردی
ای تکیه داده بر من ای سرسپرده بانو
با این نادرویشی*ها آخر چرا سر کردی
دستی با این بی*رحمی دیگر بریده بهتر
بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی
بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی
سربرده در گریبان بی*خودتر از همیشه
حیفت نهایتی که با من برابر کردی
ای تکیه داده بر من ای سرسپرده بانو
با این نادرویشی*ها آخر چرا سر کردی
دستی با این بی*رحمی دیگر بریده بهتر
بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی
بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی
زهر این نفرین نامه جای خون در من جاری
این آخرین شعرم را پیش از من از بر کردی
ای تکیه داده بر من ای سرسپرده بانو
با این نادرویشی*ها آخر چرا سر کردی
دستی با این بی*رحمی دیگر بریده بهتر
بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی
بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی
زجری همیشه بهتر با من ترحم هرگز

بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی
بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی
دستی با این بی رحمی دیگر بریده بهتر
بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی
برادر جان

برادر جان نمیدونی چه دلتنگم
برادر جان نمیدونی چه غمگینم
نمیدونی . نمیدونی . برادر جان
گرفتار کدوم طلسم و نفرینم
نمی دونی چه سخته در به در بودن
مثل طوفان همیشه در سفر بودن
برادر جان . برادر جان . نمیدونی
چه تلخه وارث درد پدر بودن
دلم تنگه برادر جان
برادر جان دلم تنگه
دلم تنگه از این روزهای بی امید
از این شبگردیهای خسته و مایوس
از این تکرار بیهوده دلم تنگه
همیشه یک غم و یک درد و یک کابوس
دلم تنگه برادر جان
برادر جان دلم تنگه
دلم خوش نیست . غمگینم برادر جان
از این تکرار بی رویا و بی لبخند
چه تنهایی غمگینی . که غیر از من
همه خوشبخت و عاشق . عاشق و خرسند
به فردا دلخوشم . شاید که با فردا
طلوع خوب خوشبختی من باشه

شبو با رنج تنهایی من سر کن
شاید فردا روز عاشق شدن باشه
دلم تنگه برادر جان
برادر جان دلم تنگه
آلبوم شقایق (پریا)
یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
لخت و عور تنگ غروب
سه پری نشسته بود
زارو زار گریه میکردند پریا
مثل ابرای بهار
گریه میکردند پریا
از افق جرینگ جرینگ
صدای زنجیر میومد
از عقب از توی برج ناله ی شبگیر میومد

پریا گشنتونه
پریا تشنتونه
پریا خسته شدین
مرغ پر بسته شدین
چیه این های هایتون
گریتون وای وایتون
گریتون وای وایتون

پریای نازنین
چتونه زار میزنین
توی این صحرای دور
توی این تنگ غروب
نمیگین که برف بیاد
نمیگین بارون بیاد
نمیترسین پریا

دنیای ما قصه نبود
پیغوم سر بسته نبود
دنیای ما عیونه
هرکی میخواد بدونه
دنیای ما خار داره
بیابوناش مار داره
هرکی باهاش کار داره

دلش خبر دار داره
دنیای ما بزرگه
پر از شغالو گرگه
دنیای ما همینه
بخوای نخوای اینه
بخوای نخوای اینه
شقایق

دلم مثل دلت خونه شقایق
چشام دریای بارونه شقایق
مثل مردن میمونه دل بریدن
ولی دل بستن آسونه شقایق
شقایق درد من یکی دو تا نیست
آخه درد من از بیگانه ها نیست
کسی خشکیده خون من رو دستاش
که حتی یک نفس از من جدا نیست
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق

شقایق اینجا من خیلی غریبم
آخه اینجا کسی عاشق نمیشه
عزای عشق غصه اش جنس کوهه
دل ویرون من از جنس شیشه
شقایق آخرین عاشق تو بودی
تو مردی و پس از تو عاشقی مرد
تو رو آخر سراب و عشق و حسرت
ته گلخونه های بی کسی برد
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق

دویدیم و دویدیم و دویدیم
به شبهای پر از قصه رسیدیم
گره زد سرنوشتامونو تقدیر
ولی ما عاقبت از هم بریدیم
شقایق جای تو دشت خدا بود

نه تو گلدون نه توی قصه ها بود
حالا از تو فقط این مونده باقی
که سالار تمومه عاشقایی
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق
گل بارون زده

گل بارون زده ی من
گل یاس نازنینم
میشکنم پژمرده میشم
نزار اشکاتو ببینم

تا همیشه تورو داشتم
داشتنت تمام دونیاست
از توو اسم تو گفتن
بهترین همه حرفاست
با تو با تو اگه باشم
وحشت از مردن ندارم
لحظهام پر میشه از تو
وقت غم خوردن ندارم

ای غزل باره ی دلتنگ
که همه تنت کلامه
هنوزم با گل گونت
شرم اولین سلامه
ای تو جاری تویه شعرم
مثل عشق و خونو حسرت
دفتر شعر من از تو
سبد خاطره هامه
ای گل شکسته ساقه گل پرپر
که به یاد هجرت پرنده هائی
توی یاس مبهم چشمات میبینم
که بفکر یه سفر به انتهایی
سربزیره دلشکسته نازنینم
اگه سادست واسه تو گذشتن از من
مرثیه سرکن برای رفتن من
آخه مرگه واسه من از تو گذشتن
با تو با تو اگه باشم
وحشت از مردن ندارم
لحظه هام پر میشه از تو
وقت غم خوردن ندارم

گل بارونزده ی من اگه دلتنگمو خسته
اگه کوچیدن توفان ساقه ی منم شکسته
میتونم خسته گیاتو از تن پاکت بگیرم

میتونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم
میتونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم
میتونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم
میتونم برای خوبیت ...
عروسک (شب آفتابی)

شب آفتابی
عروسک قصه ی من

گهواره ی خوابت کجاست ؟
قصر قشنگ کاغذی

پولک آفتابت کجاست ؟
بال و پر نقره ای

کفتر عشقمو کی بست ؟
آینه ی طوطی منو

سنگ کدوم کینه شکست ؟
عروسک قصه ی من

زخم شکسته با تنت
بمیرم ای شکسته دل

چه بی صداست شکستنت
صدای عشق من و تو

که تلخ و گریه آوره
تو این سکوت قصه ای

شاید صدای آخره
بعد از من و تو عاشقی

شاید به قصه ها بره
شاید با مرگ من و تو

عاشقی از دنیا بره
عروسک قصه ی من

سوختن من ساختنمه
تو این قمار بی غرور

بردن من ، باختنمه
عروسک قصه ی من

شکستنت فال منه
این سایه ی همیشگی

مرگه که دنبال منه
جفتای عاشقو ببین

از پل آبی می گذرن
عروسک قلبشونو

به جشن بوسه می برن
اما برای من و تو

اون لحظه ی آبی کجاست ؟
عروسک قصه ی من

پس شب آفتابی کجاست ؟
طلایه دار

ای بزرگ موندنی ای طلایه*دار روز
سایه گستر رو تن از گذشته تا هنوز
ای صدات صدای نور تو شب پوسیدنی
ای سخاوت غمت بهترین بوسیدنی
واسه این شرقی تن داده به باد

تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت شب قرن یخی
تو شکوفایی تاریخ منی
اگه شعرم زمزمه توی بازار صداست
طپش قلبم اگه پچ* پچ شاپرکهاست
تو رو فریاد مییزنم ای که معجزه گری
ای که این شبزده رو به سپیده می *بری
واسه این شرقی تن داده به باد

تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت شب قرن یخی
تو شکوفایی تاریخ منی
ای تو یاور بزرگ همه قلبهای شکسته
ای تو مرهم عزیز هرچی دست پینه بسته
رو کدوم قله نشستی تو که دنیا زیر پاته
غصه*ء دستهای خالی لرزش پاکه صداته
توی قرن دود و آهن تو رسول گـل و نوری
تو عطوفت مسلم تو حقیقت غروری
واسه این شرقی تن داده به باد

تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت تو شقاوت شب قرن یخی
تو تو شکوفایی تاریخ منی
تو مفسر محبت تو طلایه*دار صبحی
فاتح تاریخی من تو خود سردار صبحی
اسم تو اسم شب من به شکوه اسم اعظم
متبرک و عزیزی مثل سجده گاه آدم
واسه این شرقی تن داده به باد

تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت شب قرن یخی
تو شکوفایی تاریخ منی
واسه این شرقی تن داده به باد

تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت شب قرن یخی
تو شکوفایی تاریخ منی
__________________
 یاور همیشه مومن

ای بداد من رسیده
تو روزای خود شکستن
ای چراغ مهربونی
تو شبای وحشت من
ای تبلور حقیقت
توی لحظه های تردید
تو شبو از من گرفتی
تو منو دادی به خورشید
اگه باشی یا نباشی
برای من تکیه گاهی
برای من که غریبم
تو رفیقی جون پناهی

یاور همیشه مومن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوری
برای من شده عادت
ناجی عاطفه ی من
شعرم از تو جون گرفته
رگ خشک بودن من
از تن تو خون گرفته
اگه مدیون تو باشم
اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره
که منو دادی نشونم
اگه مدیون تو باشم
اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره
که منو دادی نشونم

وقتی شب شب سفر بود
توی کوچه های وحشت
وقتی هر سایه کسی بود
واسه بردنم به ظلمت
وقتی هر ثانیه ی شب
تپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست
بهترین لباس من بود
تو با دست مهربونی
بتنم مرحم کشیدی
برام از روشنی گفتی
پرده شبو در یدی

یاور همیشه مومن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دور ی
برای من شده عادت
ای طلوع اولین دوست
ای رفیق آخر من
بسلامت سفرت خوش
ای یگانه یاور من
مقصدت هرجا که باشه
هر جای د نیا که باشی

اونور مرز شقایق
پشت لحظه ها که باشی
خاطرت باشه که قلبت
سپر بلای من بود
تنها دست تو رفیق
دست بی ریای من بود
یاور همیشه مومن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوری
برای من شده عادت
شبخون

ببین ، ببین ، این گریه ی یه مرده
مردی که گریه هاش ظهور درده
ببین ، ببین ، این آخرین صدای
این بی صدا شبخون کوچه گرده

قلب پاییزی من
باغ دلواپسیه خوندنم ترانه نیست
هق هق بی کسیه
شب من با هجرت تو

شب معراج عذابه
تو نباشی موندن من
مثل پرواز تو خوابه
مرگ غرورمو ببین

زوال غمگین شعر و شکوفه و نوره
زوال قلبمو ببین
تنها تو می بینی چشم شب و زمین کوره
تو نباشی کی با اشکم

فال خوب و بد بگیره
کی منو از سایه های
این شب ممتد بگیره
بی تو با این در به در

هق هق شب گریه هاست
مرد غمگین صدا
بی تو مرد بی صداست
حسود

تو سینه این دل من میخواد آتیش بگیره
مونده سر دوراهی چه راهی پیش بگیره
یکی حالا پیدا شده قدر اونو میدونه

رگ خواب یار منو رقیب من میدونه
یکی حالا پیدا شده قدر اونو میدونه

رگ خواب یار منو رقیب من میدونه

وای دارم آتیش میگیرم
دیگه از غصه و غم
دلم میخواد بمیرم
وای اگه برگرده پیشم
براش پروانه میشم
ازش جدا نمیشم
نمی تونه مرغ دلم از حسودی بخونه
نمی دونه روی کدوم شاخه باید بمونه

اگه یه روز ببینم کسی براش میمیره
حسودی رو میاره دلم آتیش میگیره
میترسم حرفای خوبی توی گوشش بخونه
میترسم اون تا به سحر تو خلوتش بمونه
وای دارم آتیش میگیرم
دیگه از غصه و غم
دلم میخواد بمیرم
وای اگه برگرده پیشم
براش پروانه میشم
ازش جدا نمیشم
یکی حالا پیدا شده قدر اونو میدونه

رگ خواب یار منو رقیب من میدونه
یکی حالا پیدا شده قدر اونو میدونه

رگ خواب یار منو رقیب من میدونه
مه لقا

دارم ز جان ای مه*لقا مهر تو پنهان در بغل
دارم ز جان ای مه*لقا مهر تو پنهان در بغل
باشد مرا از فرغتت داغ فراوان در بغل
باشد مرا از فرغتت داغ فراوان در بغل
در کنج عزلت سربرم دور از رقیبان دغل
دور از رقیبان دغل
در کنج عزلت سربرم دور از رقیبان دغل
دور از رقیبان دغل
هر شب خیالت را کِشم ای ماه تابان در بغل
هر شب خیالت را کِشم ای ماه تابان در بغل
دارم ز جان ای مه*لقا مهر تو پنهان در بغل
جانا ز دست عشق تو یک دم نباشد راحتم

یک دم نباشد راحتم
جانا ز دست عشق تو یک دم نباشد راحتم

یک دم نباشد راحتم
بی *تو به دنیا سرورم با آه و افغان در بغل
بی تو به دنیا سرورم با آه و افغان در بغل
دارم ز جان ای مه*لقا مهر تو پنهان در بغل
جانا ز دست عشق تو یک دم نباشد راحتم

یک دم نباشد راحتم
جانا ز دست عشق تو یک دم نباشد راحتم

یک دم نباشد راحتم
بی *تو به دنیا سرورم با آه و افغان در بغل
بی *تو به دنیا سرورم با آه و افغان در بغل
اگه بیشتر متن خواستین تو نظرات بگین چون خیلی بیشتر دارم

 



+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 14:9  توسط behrad ghadirian  |  نظر بدهید

گفتیم از این بدتر نمیشه و شد
از این بدتر کردیم، نشد خود به خود
طرح نجات بچه های میهن
انشای بد در غیبت مرد و زن
رو عرشه کشتی های راس راسی
دی جی سر کلاس خود شناسی
پای روضه های مردم فریبی
نقل و نباتشون بمبای جیبی

در جنگل شش و هشت
چقدر به ما خوش گذشت

ماهواره بالادست
افتاد تو چاه و شکست
تعبیر خواب کورش
خلافت عاشق کش
شب شعر پیچیده
در سفره ای پوسیده
سرود برگزیده
نتهای سربریده

در جنگل شش و هشت
چقدر به ما خوش گذشت

دست شکسته ای وبال گردن
دوست دارم میدونی های سوسن
دوست دارم میدونی که این کار دله
گناه من نیست تقصیر دله

نامه نگاری با یه چاه بی آب
فکر یه شام اتمی با شراب
یه جعبه رنگ واسه روز مبادا
رای همه فدای اخم آقا
بیست و چهار ساعته های خاموش
بازی ما یادم تو را فراموش

در جنگل شش و هشت
چقدر به ما خوش گذشت

بخش خبر کاری نکن خراب شه
آگهی دوبی نقش بر آب شه
کشتار ملیونی بگو دروغه
یا که عجالتا سرش شلوغه

خبر چیدن در نقش همکلاسی
وی آی پی کنسرتای سیاسی
گفتیم از این بدتر نمیشه و شد
از این بدتر کردیم و شد خود به خود

در جنگل شش و هشت
چقدر به ما خوش گذشت
بوسهای پیاده رو

دست تو رو گرفتن آی چه حال خوبی داره...چه حال خوبی داره
یواشکی بوسیدن آی چه حال خوبی داره...چه حال خوبی داره
پیاده رو ها همشون پشت قباله ی تو
کنار تو ترس من آی چه حال خوبی داره...چه حال خوبی داره
نبض تو رو شمردن، آی چه حال خوبی داره
قفل قفس شکستن، آی چه حال خوبی داره
بذار که از پچ پچ ما خبر چینا کر بشن
رهایی مرد و زن، آی چه حال خوبی داره
لرزش دست منو تو آی که چه حالی داره
بوسه های پیاده رو آی که چه حالی داره
آی چه حال خوبی داره...آی چه حال خوبی داره
از همه ی دار و ندار من مراقبت کن
از این دو چشم مست شب شکن مراقبت کن
از این نگاه سرخ سرخی که آتیش گردونه
از این دو طاق نصرت روشن مراقبت کن
جرم سیاه منو تو رویای رنگی داشتن
چقدر قشنگه بی اجازه مو تو شونه کردن
حبس ابد با تو چه خوبه آی چه عشقی داره
پس تا ابد حرفای شاعرانه بیشتر بزن
لرزش دست منو تو آی که چه حالی داره
بوسه های پیاده رو آی که چه حالی داره
آی چه حال خوبی داره...آی چه حال خوبی داره
متهم ردیف یک منم که از تو مستم
انجا کنار مرده ها منم که زنده هستم
جرم من اینه که چشام سایتو قاب گرفتن
رو پوست شب اسم تو رو خال کوبی کرده دستم

رو پوست شب اسم تو رو خال کوبی کرده دستم

لرزش دست منو تو آی که چه حالی داره
بوسه های پیاده رو آی که چه حالی داره
آی چه حال خوبی داره...آی چه حال خوبی داره
آی چه حال خوبی داره...آی چه حال خوبی داره
مدلی همصدا

تو از کدوم قصه ای , که خواستنت , عادته
نبودنت فاجعه , بودنت , امنیته

تو از کدوم سرزمین , تو از کدوم هوایی
که از قبیله ی من , یه آسمون , جدایی

اهل هر جا که باشی , قاصد شکفتنی
توی بهت و دغدغه , ناجی قلب منی

پاکیه آبی یا ابر ؟! , نه خدایا , شبنمی
قد آغوش منی , نه زیادی , نه کمی

منو با خودت ببر , ای تو تکیه گاه من
خوبه مثل تن تو , با تو همسفر شدن

منو با خودت ببر , من حریص رفتنم
عاشق فتح افق , دشمن برگشتنم

منو با خودت ببر , منو با خودت ببر

غریبه آشنا , دوست دارم , بیا
منو همرات ببر , به شهر قصه ها

بگیر دست منو , تو دستات

چه خوبه سقفمون , یکی باشه با هم
بمونم منتظر , تا برگردی , خونم

تو زندونم با تو , من آزادم

منو تو با همیم , اما , دلامون خیلی دوره
همیشه , بین ما , دیوار صد رنگه غروره

نداریم هیچ کدوم , حرفی که بازم تازه باشه
چراغ خنده هامون , خیلی وقته سوت و کوره

من و تو , من و تو , من و تو

هم صدای , بی صداییم
با هم و از هم جداییم
خسته از این قصه هاییم
هم صدای , بی صداییم

تو اون کوه بلندی , که سر تا پا غروره
کشیده سر به خورشید ,غریب و بی عبوره

تو تنها تکیه گاهی , برای خستگی هام
تو میدونی چی میگم , تو گوش میدی به حرفام

به چشم من , به چشم من , تو اون کوهی
پر غروری , بی نیازی , با شکوهی
طعم بارون , بوی دریا , رنگ کوهی

تو همون اوج غریب قله هایی
تو دلت فریادِ , اما بی صدایی

هم صدای خوبم , بخون تا بخونم
عمر من تو هستی , بمون تا بمونم

یه جا ابر آسمون , یه جا پر از ستاره
یه جا آفتابیه آسمون , یه جا می باره
بی تو اما همه جا , ابری و غم گرفته ست
ابر آسمون , یه قطره بارونم نداره

تو اگه باشی , ابرا می بارن
دشتای خالی , پر گل میشن

با تو من بهارم , بی تو شوره زارم
وقتی هستی خوبم ,
وقتی نیستی , بی تو , یه قابه شکسته , رو دیوارم

غیر تو , تو دنیا , آرزو ندارم
وقتی هستی خوبم ,
وقتی نیستی , بی تو , یه قابه شکسته , رو دیوارم
هفته سپید و سیاه

شنبه من بد بد
روز عشق سرسری
گریه های بیخودی
خنده بی خبری
صبح یکشنبه میاد
مثل یه قهوه سرد
شکل بی شکل کشیش
بر سر صلیب درد

غیبت عشقه که مارو می کشه
سیل بی رحمه، بهارو می کشه

دفتر دوشنبه های بی کسی
میگه تار موی یارم کم شده
روی روسریش باید خط بکشم
وقتی رخت خونه مون پرچم شده
از سر سه شنبه های موج و کف
هر پناهنده یه قایق می خره
ساحل از شکسته های ما پره
تا بخواهی صدفای بی سره

غیبت عشقه که مارو می کشه
سیل بی رحمه، بهارو می کشه

عصر چارشنبه هنوز
میگه یک بیرق بدوز
بی شناسنامه بسوز
آدم روز به روز
روز پنجشنبه میاد
جوری که نیومده
سرخ سرخ و داغ داغ
مثل یک آتشکده

جمعه از لهجه دریا خیس خیس
میگه قصه دو ماهی بنویس

غیبت عشقه که مارو می کشه
سیل بی رحمه، بهارو می کشه
شب سپید

روی ابریشم چین نبض صداتو میشه دوخت
میشه اسم تو رو به شعله گره زد و نسوخت
میشه ته مونده ی دریا رو به یادت سرکشید
میشه جز تو حتی آسمون آبی رو ندید
برای تحمل روز سیاه به تو فکر می کنم
برای تصاحب رویای ماه به تو فکر می کنم
به تو فکر می کنم
به تو فکر می کنم
اشکای من گوله گوله
می چکن رو ماهیتابه
همه دود می شن می سوزن
شام من گریه کبابه
اشکای من قطره قطره می چکن روی کتابام
داره باز بارون می باره اول و آخر حرفام
برای تحمل روز سیاه به تو فکر می کنم
برای تصاحب رویای ماه به تو فکر می کنم
به تو فکر می کنم
به تو فکر می کنم
اشکای من گوله گوله می چکن رو شمع روشن
روی مهتاب قدیمی می چکن رو سایه ی من
دل دله کشف سپیده تو سفرهای ندیده
پر فواره یی رنگی از دو چشم تو چکیده
برای تحمل روز سیاه به تو فکر می کنم
برای تصاحب رویای ماه به تو فکر می کنم
به تو فکر می کنم
به تو فکر می کنم
من کجای شب تو رو گم کردم و تنها شدم
آخر کدوم سحر با بوسه یی پیدا شدم
این کدوم دل بازیه که زخمی تنهاییه

دونه ی سرخ اناره که خود زیباییه
برای تحمل روزسیاه به تو فکر می کنم
برای تصاحب رویای ماه به تو فکر می کنم
به تو فکر می کنم
به تو فکر می کنم
کوچه لخت

مثل یه دسمال کاغذی
عشقو مچاله می کنم
تکه هاشو جا میذارم
فکرامو ناله می کنم
این آخر یک سفره
پس دادن خاطره ها
ته عشق اجاره ای
آه بلند بی صدا

کلید خونه رو میدم
به دست باد لعنتی
کوچه لختو میسپرم
به بچه های پاپتی

خاکستر ملافه ها
عکسای پاره پای در
حسرت رویای سفر
رو بالش بی بال و پر
کنار حوض نقره ای
یه قطره از خون منه
گربه همسایه ما
انگار که باز آبستنه

کلید خونه رو میدم
به دست باد لعنتی
کوچه لختو میسپرم
به بچه های پاپتی

تور عروسی تو هم
افتاده روی اطلسی
نمیدونه کجا بره
از زور درد بی کسی
یه ساعت بی عقربه
افتاده روی تختخواب
شمعدونای خالی پر از

پرسش داغ بی جواب

کلید خونه رو میدم
به دست باد لعنتی
کوچه لختو میسپرم
به بچه های پاپتی
طلاق

بشنو,همسفر من.
از این قصه ی تلخ,راه دشوار.
ای تو,تک چراغ این شب تار.
این که گذشتن از کنار قصه ها نیست.
این که یک تصویر از سقوط آدما نیست.
ما بی تفاوت به تماشا ننشستیم.
ما خود دردیم,این نگاهی گذرا نیست.

بشنو,همسفر من.
با هم رهسپار راه دردیم.
با هم,لحظه ها را گریه کردیم.
ما در صدای بی صدای گریه سوختیم.
ما از عبور لحظه لحظه قصه ساختیم.
از مخمل درد به تن عشق جامه دوختیم.
ما عجز خود را باهم و بی هم شناختیم.
شاید در این راه,اگر با هم بمانیم.

وقت رسیدن شعر خوشبختی بخوانیم.

بشنو,همسفر من.
بشنو,همسفر من. مدلی نیلوفر آبی

عاشق گل گفتناتم

گل روتو گل نداره
پیش تو گل مثل خاره
همه دنیا به چشمم
با همین یه گل بهاره
هرچی تو نوشتی خوندم
بیخودی نیست زنده موندم
هرچی گفتی من شنیدم
چیزی جز عشقت ندیدم

عاشق گل گفتناتم
بی قرار درد دل شنفتناتم

گل نیلوفر آبی
پشت پلک من می خوابی
باشی آفتابی خصوصی
رو تن خودم بتابی
واسه خودم بتابی

آروم آروم بازی بازی
با دل تنگم میسازی
می بری با اسب بالدار
سفر دور و درازی

گل نیلوفر آبی
پشت پلک من می خوابی
باشی آفتابی خصوصی
رو تن خودم بتابی
واسه خودم بتابی

فاصله افتاده بین من و تو
دستامون نمیرسن به همدیگه
اینو بغض تو نگفت
اینو قلب من میگه

اینهمه سال دوری
دوری و بی خبری
من گرفتار قفس
تو پی دربدری
من به یک آینه دلخوش
تو به سایه ها امیدوار
من به غربت تو مدیون
تو از این غریب طلبکار

فاصله افتاده بین من و تو
دستامون نمیرسن به همدیگه
اینو بغض تو نگفت
اینو قلب من میگه

دست من نیست گاهی وقتا
روزم آفتابی نمیشه
حتی با معجزه عشق
آسمون آبی نمیشه
دست من نیست گاهی وقتا
تلخ و بی حوصله میشم
بین ما، بین من و تو
من خودم فاصله میشم

دست من نیست
دست من نیست

یه شبایی باد و بارون
می زنه به برگ و بارم
اون شبا هوای آشتی
حتی با خودم ندارم

یه روزایی ابر تیره
منو می بره از اینجا
می بره اونور دیروز
گم میشم اون دور دورا

دست من نیست گاهی وقتا
روزم آفتابی نمیشه
حتی با معجزه عشق
آسمون آبی نمیشه

دست من نیست
دست من نیست
دست من نیست
دست من نیست آبی

آسمون روى خونم آبى نیست
شعله ى چراغ من آبى نیست
دیگه رنگ عاشقى تو نقاشى آبى نیست
توى جوى کوچمون آب زلال آبى نیست
ما مى خوایم آبى باشیم
ما مى خوایم عاشق باشیم
دیگه توى دیگ سیاه خون و خشونت نجوشه
رنگ خون آبى بشه مثل خون تو رگ
شب آبى رنگ دریا رنگ عشق
رنگ چشم مهتاب رنگ آبى عشق
اگه توى جوى کوچه آب سیاه آبى بشه
اگه رنگ نقاشى تو نقاشى آبى بشه
قلم و وردار ویه عشق بکش
خون و از نقاشى بردار ، گلاى آبى بکش

زه و از کمون بکش ، زندون تو آسمون ابى بکش
زندون و تو آسمون آزاد بکش باور کن ، صدامو باور کن
صدایی که تلخ و خسته ست
باور کن ، قلبمو باور کن
قلبی که کوهه اما شکسته ست
شکسته ست

باور کن ، دستامو باور کن
که ساقهء نوازشه
باور کن ، چشم منو باور کن
که یک قصیده خواهشه

وسوسهء عاشق شدن
التهاب لحظه هامه
حسرت فریاد کردنه
اسم کسی با صدامه

اسم تو هر اسمی که هست
مثل غزل چه عاشقانه ست
پر وسوسه مثل سفر
مثل غربت صادقانه ست

باور کن اسممو باور کن
من فصل بارون برگم
مطرود باغ و گل و شبنم
درختم درخت خشکی
تو دست تگرگم

باور کن همیشه باور کن
که من به عشق صادقم
باور کن حرف منو باور کن
که من همیشه عاشقم
مخلوق

داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی
شهر خاموش دلم رو تو پرآوازه کردی
آتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بود
اومدی وقتی تو سینه نفس آخری بود
به عشق تو زنده بودم
منو کشتی
دوباره زنده کردی
دوستت داشتم
دوستم داشتی
منو کشتی
دوباره زنده کردی
تا تویی تنها بهانه واسه زنده بودنم
من به غیر از خوبی تو مگه حرفی میزنم؟
عشقت به من داد عمر دوباره
معجزه با تو فرقی نداره
تو خالق من بعد از خدایی

در خلوت من تنها صدایی
به عشق تو زنده بودم
منو کشتی
دوباره زنده کردی
دوستت داشتم
دوستم داشتی
منو کشتی
دوباره زنده کردی
رفته بود هر چی که داشتیم دیگه از خاطر من
کهنه شد اسم قشنگت میون دفتر من
من فراموش کرده بودم همه روزای خوبو
اومدی آفتابی کردی تن سرد غروبو
عشقت به من داد عمر دوباره
معجزه با تو فرقی نداره
تو خالق من بعد از خدایی

در خلوت من تنها صدایی
به عشق تو زنده بودم
منو کشتی
دوباره زنده کردی
دوستت داشتم
دوستم داشتی
منو کشتی
دوباره زنده کردی
طلاق

بشنو همسفر من
از این قصه تلخ راه دشوار
ای تو تک چراغ این شب تار

این که گذشتن از کنار قصه ها نیست
این که یه تصویر از سقوط آدما نیست

ما بی تفاوت به تماشا ننشستیم
ما خود دردیم این نگاهی گذرا نیست

سفر چه تلخه در امتداد اندوه
حس کردن مرگ لحظهء ویرانی کوه

همپای هر بغض شکستن و چکیدن
از درد غربت بی صدا فریاد کشیدن

بشنو همسفر من
با هم رهسپار راه دردیم
با هم لحظه ها را گریه کردیم

ما در صدای بی صدای گریه سوختیم
ما از عبور تلخ لحظه قصه ساختیم

از مخمل درد به تن عشق جامه دوختیم
تا عجز خود را با هم و بی هم شناختیم

تنهایی رفتیم به عجز خود رسیدیم
با هم دوباره زهر تنهایی چشیدیم

شاید در این راه اگر با هم بمانیم
وقت رسیدن شعر خوشبختی بخوانیم
خوابم یا بیدارم

خوابم یا بیدارم تو با منی با من
همراه و همسایه نزدیک تر از پیرهن
باور کنم یا نه هرم نفسهاتو
ایثار تن سوز نجیب دستاتو

خوابم یا بیدارم
لمس تنت خواب نیست
این روشنی از توست
بگو از آفتاب نیست
بگو که بیدارم
بگو که رویا نیست
بگو که بعد از این
جدایی با ما نیست

اگه این فقط یه خوابه تا ابد بذار بخوابم
بذار آفتاب شم و تو خواب از تو چشم تو بتابم
بذار اون پرنده باشم که با تنزخمی اسیره
عاشق مرگه که شاید توی دست تو بمیره

خوابم یا بیدارم ای اومده از خواب
آغوشتو وا کن قلب منو در یاب
برای خواب من ای بهترین تعبیر
با من مدارا کن ای عشق دامنگیر

من بی تو اندوه سرد زمستونم

پرنده ای زخمی اسیر بارونم
ای مثل من عاشق همتای من محجوب
بمون ، بمون با من ای بهترین ای خوب
پل

برای خواب معصومانهء عشق
کمک کن بستری از گل بسازیم
برای کوچ شب هنگام وحشت
کمک کن با تن هم پل بسازیم
کمک کن سایه بونی از ترانه
برای خواب ابریشم بسازیم
کمک کن با کلام عاشقانه
برای زخم شب مرهم بسازیم

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
میون سفرهء شب تو با من
بذار بین من و تو ، دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
میون سفرهء شب تو با من
بذار بین من و تو ، دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن

تورو میشناسم ای شبگرد عاشق
تو با اسم شب من آشنایی
از اندوه و تو و چشم تو پیداست
که از ایل و تبار عاشقایی
تورو میشناسم ای سر در گریبون
غریبگی نکن با هق هق من
تن شکستتو بسپار به دست
نوازشهای دست عاشق من

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
میون سفرهء شب تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
میون سفرهء شب تو با من
بذار بین من و تو ، دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن

به دنبال کدوم حرف و کلامی
سکوتت گفتنه تمام حرفاست
تورو از طپش قلبت شناختم
تو قلبت قلب عاشقهای دنیاست
تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه
منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایه های شب بترسم
تو خورشید و به دست من سپردی

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
میون سفرهء شب تو با من
بذار بین من و تو ، دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
میون سفرهء شب تو با من
بذار بین من و تو ، دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن

کمک کن جاده های مه گرفته
من مسافرو از تو نگیرن
کمک کن تا کبوترهای خسته
روی یخ بستگی شاخه نمیرن
کمک کن از مسافرهای عاشق
سراغ مهربونی رو بگیریم

کمک کن تا برای هم بمونیم
کمک کن تا برای هم بمیریم

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
میون سفرهء شب تو با من
بذار بین من و تو ، دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
میون سفرهء شب تو با من
بذار بین من و تو ، دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
ماه پیشونی

توی گسترده ی رویا . ای سوار اسب ابلق
دنبال کدوم مسیری . توی تاریکی مطلق

ای به رویا سرسپرده . با توام ای همه خوبی
راهی کدوم دیاری آخه با این اسب چوبی؟

با توام ای که تو فکرت .
با هر عشق و با هر اسمی
رهسپار فتح قلب .
ماه پیشونی طلسمی

توی دستای نجیبت عکس ماه پیشونی داری
واسه پیدا کردن جاش . دنیا رو نشونی داری

ماه پیشونی تو قصه .
فکر بیداری تو خوابه
خورشید هفت آسمون نیست .
عکس خورشید توی آبه

از خواب قصه بلند شو .
اسب چو بیتو رها کن
ماه پیشونی مال قصه است .
مرد من منو صدا کن
اگه از افسانه دورم . اگه ماه پیشونی نیستم
اگه با زمین غریبه . اگه آسمونی نیستم

واسه خواب خستگیهات .
مثل یک قصه لطیفم
به صداقت تو مومن .
مثل قلب تو شریفم
معشوق

تو نه بارونی ، نه شن باد
تو نه مرهمی ، نه فریاد
تو نه خسته ای ، نه همپا
تو نه از غیری ، نه از ما
تو نه بیرون ، نه درونی
تو نه ارزون ، نه گرونی
تو نه خاکی پوشش گنج
نه یه مُهره روی شطرنج
تو فقط هستی که باشی
تو نه مرگی نه تلاشی
نمی تونم ... نمی تونم
تو رو همصدا بدونم !
تو یه روز سبزی ، یه روز زرد
یه روز همدردی ، یه روز درد
اگه اشتباه می خونم
بگو ، راست بگو ، بدونم
تو کدوم رنگی ؟! کدوم بو ؟!
اگه سکه ای کدوم رو ؟!
که نه ظلمت ، نه فروغی
نه رکودی ، نه بلوغی
نکنه حرفای خامم خاطر عزیزو آزرد !

نکنه اسم حقیرم توی کتابای تو خط خورد !
همسفر

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته
نبودنت فاجعه بودنت امنیته
تو از کدوم سرزمین تو از کدوم هوایی
که از قبیله ی من یه آسمون جدایی

اهل هر جا که باشی قاصد شکفتنی
توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی
پاکی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی
قد آغوش منی نه زیادی نه کمی

منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
خواستنی هر چی که هست
تو بخوای من قانعم

ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه ی من
چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن
چه خوبه مثل سایه همسفر تو بودن
هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن

چی می شد شعر سفر بیت آخرین نداشت
عمر پوچ من و تو دم واپسین نداشت
آخر شعر سفر آخر عمر منه
لحظه ی مردن من لحظه ی رسیدنه

منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من حریص رفتنم
عاشق فتح افق دشمن برگشتنم

منو با خودت ببر منو با خودت ببر
من آمده ام

من آمده ام وای وای ، من آمده ام
عشق فریاد کند
من آمده ام که ناز بنیاد کند
من آمده ام

ای دلبر من الهی صد ساله شوی
در پهلوی ما نشسته همسایه شوی
همسایه شوی که دست به ما سایه کنی
شاید که نصیب من بیچاره شوی

من آمده ام وای وای، من آمده ام
عشق فریاد کند
من آمده ام که ناز بنیاد کند
من آمده ام

عشق آمد و خیمه زد به صحرای دلم
زنجیر وفا فکنده در پای دلم
عشق اگر به فریاد دل ما نرسد
ای وای دلم وای دلم وای دلم

من آمده ام وای وای من آمده ام
عشق فریاد کند
من آمده ام که ناز بنیاد کند
من آمده ام

بیا که برویم از این ولایت من و تو
تو دست منو بگیر و من دامن تو
جایی برسیم که هر دو بیمار شویم
تو از غم بی کسی و من از غم تو

من آمده ام وای وای من آمده ام
عشق فریاد کند
من آمده ام که ناز بنیاد کند
من آمده ام
اگه بازم اهنگ از گوگوش خواستید تو نظرات بگین حتما میزام براتون
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 14:7  توسط behrad ghadirian  |  نظر بدهید


فاز بد

 



+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 17:33  توسط behrad ghadirian  |  نظر بدهید


 

 

 

1-احساس من

بهت  تو ی دستامه وقتی تو پیش منی

نه تو نمی تونی از عشقم دل بکنی

تو مال منی تو فال منی دنیا دنیا تو رو می خوام

تو یاس منی احساس منی جز تو کسی رو نمی خوام

تا تو رو دارم زندگی بهشت برام

انگار خدا عشق تو رو نوشته برام

تو مال منی تو فال منی دنیا دنیا تو رو می خوام

تو یاس منی احساس منی جز تو کسی رو نمی خوام

********************************************

 

2- چیکه چیکه

آخرین نامه ات بدست من رسید

غم شدو اشک و توی چشام کشید

منتظر بودم بگی دوسم داری

نه بری اینجوری قالم بزاری

پس فرستادی تمام عکسام و

پاک نکردی از رو گونه اشکام و

آخر قصه چرا اینجوری شد

قسمت دست من از تو دوری شد

تیکه تیکه تیکه تیکه کم کم می ریزم اروم اروم و نم نم

اونی که یه روز عاشقش کردی حالا می گی فراموشش کردم

چیک و چیک و چیک و چیکه بارون من و می کشونه تو خیابون

تیک و تیک و تیک و تیک ساعت می گه نمیاد تا قیامت

حالا دنبال یه گوشم تا تو تنهایی بمیرم

وقتی دیگه نمی زاری دست گرمت و بگیرم

********************************************

 

3- برو

تو نفس دوباره بودی وقتی تو شبم ستاره بودی

تو زمزمه بارون تو قلبم و ازم ربودی

این روزا دلت جای دیگه است

چشات محو چشای دیگه است

برو که کشتی احساسم و

نگو چیزی فقط برو

برو برو دیگه ازاینجا برو

نه دیگه نه نمی خوام عشق تو رو

برو نگو من و تو مال همیم

حرفی نمونده که با هم بزنیم

برو برو دیگه ازاینجا برو

نه دیگه نه نمی خوام عشق تو رو

برو نگو که قلب من مال توئه

حیفه دلی که گرفتار توئه

می دونی دلم برات می سوزه

قلبت یه روز تو تنهایی می پوسه

من و تو شدیم دو خط موازی

خودت خواستی تو زندگی ببازی

اره عشقت و پس دادم و

نمی خوام بمونی تو یادم و

برو که کشتی احساسم و

نگو چیزی فقط برو

********************************************

 

4- دونه دونه

چشمای نازت و وا کن حیف اشکات که بریزه بگو عشقمون همیشه واسه خاطرت عزیزه می دونم برات عزیزه

دونه دونه اشکات رو گونه هامه وقتی تو نباشی اینا باهامه می مونی تو قلبم واسه همیشه

تو رو کم میارم تو روزگارم همه وجودم تویی بهارم بدون تو تنهام نگو نمیشه

هوا وقتی بوی نم داره دلم خیلی می گیره ندونستی گل یاس من دلم بی تو می میره

من و سپردی به پرسه های بارون رفتی از لحظه هامون آسون هر روز کنار یاس گلدون به انتظارتم تو ایوون

هنوزم تو خاطرتم تو رو هر نفس می بینم چه غریبه ام  بی تو اینجا تو رو می خوام نازنینیم

از پس سپیده صبح می دونم میای دوباره گل سرخ و صبح و شبنم من و بارون و ستاره

********************************************

 

5- شانس

یه نگاه آره یه نگاه دوست دارم من به خدا

یه صدا اره یه صدا من نمیشم از تو جدا

یه نفر آره یه نفر این دل و با خودت ببر

یه پری آره یه پری تو از همه عالم سری

عشق منی تو عمر منی هر جا باشم توی قلب منی

روی لبهام فقط اسم توئه تو حس خوب عاشق شدنی

عشق منی اره عمر  منی آره دوست دارم و تو مال منی

عشق منی عمر منی یادت باشه تو خیال منی

هر جای دنیامی تو شانس فردامی مثل فرشته ها هر شب تو رویامی

همه باورم از تو نمی گذرم تو حس خوب لحظه هامی

هر روز و هر لحظه تو رو می بینم و  تو فکرم دستات و بازم می گیرم و

چشمام و می بندم  یادت می افتم و اره تو همیشه باهامی

********************************************

 

6- اون تو نیستی

اون که داره بی تفاوت می گذره رد میشه از من

اون که داره بی بهونه دور میشه همیشه از من

اون که تو خواب و خیالش من و دیگه راه نمی ده

اون که می گه از تموم خاطراتش دل بریده

اون تو نیستی اون تو نیستی

اون تو نیستی نه نمیشه باورم

اون تو نیستی نزار از خواب بپرم

اون تو نیستی اون که دوستم نداره

اون که داره من و تنها می زاره

اینا رو تو خواب می بینم شب تنهایی بلنده

اون که اشکام و می بینه ولی چشماش و می بنده

اون که هیچ کسی نداره به من و این همه در غم

اون که می گه تا قیامت پیش تو بر نمی گردم

********************************************

7- چرا دنیا

چرا دنیا چرا دنیا من و می خوای تک و تنها

همش هم گریه بارون شدم همسایه ابرا

دلم غمگین  غمگین است غروبای غم انگیزه

چرا باید بشم خیره به اشکایی که می ریزه

بگو بگو که اره هر شب یه روزی داره

اون که من و برده از یاد بر می گرده دوباره

تو که می دونی دنیا داره پیر میشه این دل

بزار برگرده پیشم مثل موجی به ساحل

من و دادی به دستای شبای سرد تنهایی

چرا رحمی تو قلبت نیست آخه دنیا چه دنیایی

چرا هیچکی نمی دونه چه بغضی توی شبهامه

چه زخمایی ازت دنیا رفیق قلب تنهامه

********************************************

 

8- دیگه دیره

تو خیالمی هنوزم وقتی نزدیکم به دوری

وقتی حس می کنم از من  هر لحظه تو در عبوری

تو خیالتم هنوزم وقتی که چشم انتظارم

من هنوزم جز خیالت از خودم چیزی ندارم

واسه برگشتن از فکرت دیره داره فکرت دنیام و می گیره

دیگه این رویای با هم بودن تو دل از یاد این خونه می ره  

تو خیالمی هنوزم وقتی بارون با عطر تو می باره

وقتی که دستای من هر لحظه تو بارون دستات و کم میاره

تو خیالمی وقتی هر کسی با عشقش از کنارم رد میشه

تو خیالمی هر جا باشم هر جا باشی هر لحظه تا همیشه

********************************************

 

9- کی می تونه

چشم تو به رنگ اسمونه صورت تو مثل ماه می مونه

بیا و دستات و بزار توی دستای دوست دارم  بشم واسه تو دیونه

کی می تونه کی می تونه مثل یه ستاره تو آسمون تو بمونه

کی می تونه کی می تونه مثل من با تو بمونه عاشقونه

قلب تو چه پاک و مهربونه قدر تو رو کاش دلم بدونه

بیا و سرت و بزار رو شونه من دوست دارم بشم واسه تو دیونه

دلت اگه پیشم بمونه میشه قلب واست یه آشیونه

هنوز به عشقت تو اسیرم پای عشق تو یه روز من می میرم

********************************************

 

10- فانوس

من سکوتم تو ترانه من یه فانوس تو زبانه

من نگاه مات و گنگم تو نگاهی عاشقانه

من یه زخمم تو یه مرحم من به ندرت تو دمادم

من یه باغ گر گرفته تو مثل نزول شبنم

من و تو دوتا عروسک با چشای تیله ای

من و تو زندونی خاطره های پیله ای

من یه عکس پر غبار از یه ترانه ساز لال

اما تو هنوز مثل باور یه قبیله ای

من پر از شکست و تردید تو شکوه تخت جمشید

من شب شب پره مرده تو مثل طلوع خورشید

من یه شهر بی پرنده تو یه پیروز یه برنده

بگو تو حراج چشمات قیمت ستاره چنده

********************************************

 

11- سوپر استار

نگاهم کن که من رو به سقوطم

نه این من نیست منی که رو به روتم

بزار همه ببینن آسمونم بی فروغه

بزار برقا بدونن که ستاره اشون دروغه

یه کاری کن یه کاری کن نگو سهم من این بوده

نزار از هم بپاشم من از این تکرار بیهورده

یه کاری کن یه کاری کن که می ترسم از این اوار

یه کاری کن اگه دستات هنوزم ناجی ای یار

این منم پر شکسته خسته خسته

از خودم بیزار و از غمها شکسته

ببین اسیر اون دست جنونم

نمی تونم نمی تونم که من اینجا بمونم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 17:23  توسط behrad ghadirian  |  نظر بدهید

آهنگ سلام آخر(احسان خواجه امیری)
سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خدا حافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته
تو را میسپارم به مینای مهتاب
تو را میسپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را میسپارم به رویای فردا
به شب میسپارم تو را تا نسوزد
به دل میسپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خدا حافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389ساعت 18:37  توسط behrad ghadirian  |  نظر بدهید

Esta noche bailamos
Te doy toda mi vida
Quedate conmigo
Tonight we dance
I leave my life, in your hands
We take the floor
Nothing is forbidden anymore

Dont let the world dim my sight
Dont let a moment go by
Nothing can stop us tonight
1-bailamos, let the rhythm take you over
Bailamos
Te quiero amor mio, bailamos
Gonna live this night forever
Bailamos
Te quiero amor mio, te quiero

Tonight Im yours
We can make it happen Im so sure
Now Im letting go
There is something I think you should know
I wont be leaving your side
Were gonna dance through the night
Im gonna reach for the stars

(repeat 1)

(whoa, oh oh oh) tonight we dance
(whoa, oh oh oh) like no tomorrow
(whoa oh oh oh) if you will stay with me
Te quiero, mi amor
Quedate conmigo, esta noche
Quedate mi cielo
(repeat 1, 1...como te quiero (6))

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389ساعت 18:32  توسط behrad ghadirian  |  نظر بدهید

By James Blunt
I really want you

((Many prophets preach on bended knees.
Many clerics wasted wine.
Do the bloodied sheets
on those cobbled streets
mean I have wasted time?))

((Are there silver shores on paradise?
Can I come in from the cold?
I killed a man in a far away land,
my enemy I'm told.))

I really want you to really want me
but I really don't know
if you can do that.

I know you want to know what's right
but I know it's so hard
for you to do that.

Time's running out as often it does
and often dictates
that you can't do that.

Fate can't break this feeling inside,
that's burning up through my veins.

I really want you,
I really want you,
I really want you now.

No matter what I say or do,
the message isn't getting through,
and you're listening to the sound
of my breaking heart.

I really want you,
I really want you.

((Is a poor man rich in solitude?
Or will mother earth complain?
Did the beggar pray for a sunny day
but Lady Luck for rain?))

((They say a million people bow and scrape
to an effigy of gold.
I saw life begin
and the ship we're in
and history unfold.))

I really want you to really want me
but I really don't know
if you can do that.

I know you want to know what's right
but I know it's so hard
for you to do that.

Time's running out as often it does
and often dictates
that you can't do that.

Fate can't break this feeling inside,
that's burning up through my veins.

I really want you,
I really want you,
I really want you now.

No matter what I say or do,
the message isn't getting through,
and you're listening to the sound
of my breaking heart.

No matter what I say or do,
the message isn't getting through,
and you're listening to the sound
of my breaking heart

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389ساعت 18:30  توسط behrad ghadirian  |  نظر بدهید

 
شوک
یک روز برفی از پیشم رفتی
با چشات گفتی دوباره
واست بهارم دلو میزارم
این تنها یادگارم
عشق تو شوک بود به قلب خستم
ببین که بی تو شکستم
نکنه بمیرم تورو نبینم
یخ کنه دستای خستم
هنوزم ارزومه دوباره دیدنت ارزومه
کاش یه روز برسه لحظه رسیدنت
ارزومه
همیشه پائیزه وقتی تو نباشی
قلبم بی تو اینجا میگیره
بعد تو نه دریا نه طلوع فردا
نمیتونه جاتو بگیره
کاشکی میشد نبض لحظه رو بگیرم
تا پیشم بمونی عزیزم
بدون هرجا باشی یکی توی دنیا
به یاد چشاته هنوزم



 

 
میبخشمت
میبخشمت با عشق
میبخشمت با اشک
میسپارمت دست
این راه بی برگشت
میبخشمت وقتی
تو گریه گم میشی
با تو یکی میشم
وقتی که شب برگشت
تقدیر ما این بود
ای اخرین هممدم
یک روزم شده یک عمر دور از هم
مثل دو هم سلول دیوونه و گیجیم
ما تو حصار هم هرگز نمیگنجیم
میبخشمت تا شب
هم بغض و طوفان عشق
میبخشمت اما مثل یه بیگانه
پائیز این تقدیر
ای اخرین همدم
یک روزم شده یک عمر دور از هم

 
به ارزوی دیدنت تا خود اسمون میرم
ابرارو اتیش میزنم چشمای ماهو میگیرم
تو شعله های عطر تو خورشیدو پر پر میکنم
میونه لحظه های شب عشقتو باور میکنم
دستتو میگیرم بمون من بی تو میمیرم بمون
هنوز تو ائینه چشات شرم گلای مریمه
با تو حریم لحظه هام غرق نسیم و شبنمه
نگاه ناز تو مثه یک معبد مقدسه
تو که نباشی عشق من دنیا به اخر میرسه
دستتو میگیرم بمون من بی تو میمیرم بمون
بی تو میمیرم...بی تو میمیرم

 
بن بست
اره اشک به چشم تو خیلی میاد
انگار احساس منم غگین
شاید این معجزه باشه شاید
روی خورشید داره بارون میشینه
حرف بزن بگو پشت این نگاه
پشت این گریه ها چی پنهون
اگه تلخه اگه نا گفتنیه
راز این سوکت و کی میدونه؟
همه ی ترانه ها و خاطره ها
حتی زندگی از اسم تو پره
اگه راهی هم باشه بدون تو
اخرش به خط بن بست میخوره
حس میکنم حرف نگاهت
میگه این قصه تمومه
دارم حس میکنم انگار
یه دو راهی پیش رومه
دست گریه هاتو رو کن
نزار تو بن بست بمونم
بگو سرنوشت عشقم
چی شده میخوام بدونم
اره اشک به چشم تو خیلی میاد
انگار احساس منم غگین
شاید این معجزه باشه شاید
روی خورشید داره بارون میشینه
حرف بزن بگو پشت این نگاه
پشت این گریه ها چی پنهون
اگه تلخه اگه نا گفتنیه
راز این سوکت و کی میدونه؟
همه ی ترانه ها و خاطره ها
حتی زندگی از اسم تو پره
اگه راهی هم باشه بدون تو
اخرش به خط بن بست میخوره

تاج ترانه
دیگه هیچ فرقی نداره زنده بودن
تو جنون لحظه های بی پناهی
نمیخوام بارون بباره روی شیشه
تو دقیقه های تلخه بی قراری
بزار دستاتو بگیرم تا کنار تو بمیرم
وقتی اسمون غربست تنها عشق تورو دارم
تو هجوم بی صدایی تو ببین شکسته بالم
پره از تقویم پائیز بی غرور و بی ستاره
بزار اسمون بباره زنده کن تاج ترانه
میخوام افتابی بشه یک شب تو رویا
زخم خستگیمو مرحم کنم این بار
من میخوام از موج دریا صدف بچینم
قدر احساس و تو قلب تو ببینم,عزیزم
وقتی اسمون غریبست تنها عشق تورو دارم
تو هجوم بی صدایی تو ببین شکسته بالم
پره از تقویم پائیز بی غرور و بی ستاره
بازر اسمون بباره زنده کن تاج ترانه

 
فرزاد فرزین-تئاتر
دوباره بازیچه شدم
توی تئاتر زندگی
تو این نمایشنامه دل
شکسته شد به سادگی
نقش نبودن واسه تو
نقش شکستن واسه من
صندلی خالی از تو شد
ای بی صدا حرفی بزن
ای بی صدا حرفی بزن
پیاده تا نبودنت
رفتم و تنهاتر شدم
توی تئاتر زندگی
بغض یک بازیگر شدم
دنیای ما کاغذی بود
در حد گل بود و همین
گلوله های برفی بود
اب نیشدن روی زمین
قصه به اخرش رسید
تکرار تلخ خواهشم
تو صحنه بی تو حالا من
غمگین ترین نمایشم
رفتم و تنهاتر شدم
توی تئاتر زندگی
بغض یک بازیگر شدم

 
فرزاد فرزین-من و تو
حس درد سبز عشقی
با یه دریا پر از امید
حرمت نجابتت رو
میشه تا خود خدا دید
با یه دریا پر از احساس
منم اون همیشه با تو
گرمی قلبمو دستات
پیشکش تنهایی تو
من و تو جرات مرگیم
توی لحظه های اخر
میشه تا مرز تن عشق
برسیم مثل یه مادر
من و تو فرصت پرواز
به همه پرنده هاییم
واسه تا ابد رهایی
ما دوبال اشناییم
میدونم که ا اسیریم
تا که همصدا نخونیم
غربت ترانه هارو
توی این قفس مسخونیم
اگه تا سپیده هی صبح
برسه فصل اقاقی
میتونیم با لمس این عشق
بشکنیم غرور یاغی
من و تو جرات مرگیم
توی لحظه های اخر
میشه تا مرز تن برسیم
مثل یه مادر
من و تو فرصت پرواز
به همه رنده هاییم
واسه تا ابد رهایی
ما دو بال اشناییم

پنجره-فرزاد فرزین
تنها تر از من
انگار کسی نیست
هوا گرفته هم نفسی نیست
تنها تر از من
از من خاموش
منه شکسته
منه فراموش
که میخواستم ازت جدا شم
تو مه پشت پنجره رها شم
نه طپشی موند و نه سر پناهی
ستاره ای نیست تو این سیاهی
پنجره وازه
رو به خیابون
پشمای خیسم
خیره به بارون
دلم گرفته مثل همیشه
بی تو دل تنهام اروم نمیشه
پنجره وازه به روز بارون
ثانیه های منه پریشون
دلم گرفته مثل همیشه
بی تو دل تنهام اروم نمیشه
تنها تر از من
انگار کسی نیست
هوا گرفته
هم نفسی نیست
تنها تر از من
که نا امیدم
که از تموم دنیا بریدم.......

 
فرزاد فرزین-شانس
یه نگاه اره یه نگاه
دوست دارم من به خدا
یه صدا اره یه صدا
نه نمیشم از تو جدا
یه نفر اره یه نفر
این دلو با خودت ببر
یه پری اره یه پری
تو از همه عالم سری
عشق من....تو عمر منی
هر جاش باشم توی قلب منی
روی لبهام فقط اسم توء
تو حس خوب عاشق شدنی
عشق منی اره عمر منی
دوست دارمو تو مال منی
عشق منی عمر منی
یادت باشه تو خیال منی
هر جای دنیامی
تو شانس فردامی
مثل فرشته ها
هر شب تو رویامی
همه ی باورم
از تو نمیگذرم
تو حس خوب لحظه هامی
هر روز و هر لحظه
تورو میبینمو
تو فکررم دستاتو
بازم میگیرمو
چشمامو میبندم
یادت میوفتمو
اره تو همیشه باهامی
عشق منی تو عمر منی

 
فرزاد فرزین-دونه دونه
چشمای نازتو وا کن
حیف اشکات که بریزه
بگو عشقمون همیشه
واسه خاطرت عزیزه
میدونم برات عزیزه
دونه دونه اشکام رو گونه هامه
وقتی تو نباشی
اینا باهامه
میمونی تو قلبم
واسه همیشه
تورو کم میارم
تو روزگارم
همه ی وجودم
تویی بهارم
بدون تو تنهام
نگو نمیشه
هوا وقتی بوی نم
داره دلم خیلی میگیره
ندونستی گل یاس من
دلم بی تو میمیره
منو سپردی به پرسه های بارون
رفتی از لحظه هامون اسون
هنوز کنار یاس گلدون
به انتظارتم تو ایوون
دونه دونه اشکام
رو گونه هامه
وقتی تو نباشی
اینا باهامه
میمونی تو قلبم
واسه همیشه
تورو کم میارم
تو روزگارم
همه ی وجودم
تویی بهارم
بدون تو تنهام
نگو نمیشه

 
فرزاد فرزین-کی میتونه
چشم تو به رنگ اسمونه
صورت تو مثل ماه میمونه
بیا و دستاتو بزار تو دستای من
دوست دارم بشم واسه تو دیوونه
کی میتونه
کی میتونه
مثل یه ستاره تو اسمون تو بمونه
کی میتونه
کی میتونه
مثل من با تو بمونه عاشقونه
قلب تو چه پاک و مهربونه
قدر تورو کاش دلم بدونه
بیا و سرتو بزار رو شونه من
دوست دارم بشم واسه تو یه دیوونه
کی میتونه
کی میتونه
مثل یه ستاره تو اسمون تو بمونه
کی میتونه
کی میتونه
مثل من با تو بمونه عاشقونه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 17:53  توسط behrad ghadirian  |  نظر بدهید

فرزاد فرزین-فانوس
من سکوتم تو ترانه
من یه فانوس تو زبانه
من نگاه مات و گنگم
تو نگاهی عاشقانه
من یه زخمم تو یه مرحم
من به ندرت تودمادم
من یه باد گر گرفته
تو مثل حجوم شبنم
من و تو دو تا عروسک
با چشای تیره ایم
من و تو زندونیه
خاطره های پیله ایم
من یه عکس پر غبار
از یه ترانه ساز نو
اما تو هنوز مثل باور یک قبیله ای
من پر از شکست و تردید
تو شکوه تخت جشید
ن شب شب پره مرده
تو مثل طلوع خورشید
من یه شهر بی پرنده
تو یه پیروز یک برنده
بگو تو حراج چشمات
قیمت شتاره چنده
قیمت ستاره چنده

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 17:49  توسط behrad ghadirian  |  نظر بدهید